على اصغر شميم

526

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

مجاهد به خانه‌ى شادروان سيد عبد اللّه بهبهانى ريختند ، و آن پيشواى مبارز آزادى را به ضرب گلوله از پاى درآوردند « 1 » و فرداى آن روز جرايد وابسته به حزب اعتدالى ، ترور ناجوانمردانه‌ى بهبهانى را به حزب مخالف خود يعنى حزب دموكرات نسبت دادند . بازارها تعطيل شد و هياهو برخاست و مردم ضمن تظاهرات خود ، تقىزاده از رؤساى دموكرات را عامل اصلى آن ترور معرفى كردند و تبعيد او را از ايران از دولت خواستند و او ناگزير به سردار اسعد پناه برد « 2 » . چهارمين كابينه سقوط كرد و مستوفى الممالك به نخست‌وزيرى منصوب گرديد . وى دولت ائتلافى را از سران دو حزب بزرگ و افراد بىطرف تشكيل داد و چون براى دومين بار صداى گلوله‌ى ترور در تهران پيچيد و على محمد خان تربيت و سيد عبد الرزاق از اعضاى حزب دموكرات كشته شدند ، بار ديگر كشمكش و مبارزه‌ى حزبى شدت يافت و گفته شد كه ترور آن دو تن از طرف اعتداليون و براى انتقام خون بهبهانى صورت گرفته است . به هر صورت نتيجه‌ى مبارزات حزبى اين شد كه تقىزاده ناگزير ايران را ترك گفت و به استانبول و از آنجا بعدا به اروپا رفت و تا آغاز حكومت پهلوى در آنجا ماند . نمايندگان سياسى روسيه و انگليس به دولت فشار مىآوردند كه هرچه زودتر اسلحه را از دست مجاهدين بگيرد ولى مستوفى الممالك كه انجام اين كار را بدون موافقت قبلى سران مليون و مجاهدين امكان‌پذير نمىدانست و پى برده بود كه در صورت استفاده از نيروى دولتى قزاق براى خلع سلاح مجاهدين مسلما جنگ و خونريزى داخلى پيش خواهد آمد ، با سران مجاهدين وارد گفتگو شد و روز 26 رجب 1328 قمرى ، كليه‌ى سران مجاهدين را به جلسه‌ى مجلس شوراى ملى دعوت كرد و پس از هفت ساعت مذاكره طرحى به تصويب مجلس رسيد كه طبق آن جز سپاهيان و پاسبانان كسى حق حمل اسلحه نداشته باشد و مجاهدين بايد اسلحه‌ى خود را 48 ساعت پس از انتشار آگهى دولت به مأمورين نظميه يا لشكر تحويل دهند و در صورت امتناع تنبيه شوند . ستار خان و باقر خان در وهله‌ى اول و ساير سران مجاهدين در

--> ( 1 ) - كسروى نوشته است كه : يكى از كشندگان بهبهانى ، رجب‌سرايى نام داشت كه از اهالى قفقاز بوده و در تهران به دسته‌ى حيدر عمو اوغلى پيوسته و سرانجام در جنگ محرم 1330 با سربازان روسى در تبريز گلوله‌اى به دهانش خورد و كشته شد . مىگويند شادروان بهبهانى را نيز ، گلوله را از دهانش زده بودند . ( 2 ) - كسروى جاى ديگر مىنويسد كه چون دسته‌اى از روحانيون تهران به دشمنى با دموكرات‌هاى انقلابى برخاسته و چنين انتشار داده بودند كه علماى نجف به بىدينى تقىزاده فتوى داده‌اند ، قرار بر اين نهاده شده بود كه شادروان بهبهانى از طرف علماى نجف به مجلس برود و نظر آنان را اعلام كند و پيداست كه چنين كارى بر تقىزاده و دسته‌ى او زيان‌ها داشت و شايد همان توده جنبشى به بدخواهى ايشان پديد مىآورد .